تبليغاتX
دانشگاه خزر
دانشگاه خزر

پاتوق دانشجویان دانشگاه خزر

شعر جدید از استاد ساسی مانكن برای حاج آقا كروبی

 

وای وای وای كروبی من كوش وای وای وای میرم از هوش

تو كروبیو دوست داری آره ، ماهی 50 تومن پول میده آره

بهروز افخمی تورو داره ، واست فیلمای توپ میسازه

واسه قلب ماها كاندیدا

یو وری وری نایس تكی ، خوشتیپ تری از خاتمی

فدات بشم موسوی ،ابطحی موسوی نه كروبی

كروبی یو بست كاندیدا،میری تو حس جون ما

پیش خاتمی نریو میووووو،پس مستقلیو بیووووووو

(حالا همه با هم)

وای وای وای كروبی من كوش وای وای وای میرم از هوش

.

.

.

.

منبع:وبلاگ خودم===>>> پاتوق دانشجویان دانشگاه خزر 

www.khazar-ac.blogfa.com

نووكتههه::این شعرو من گفتم،ساسی جان هم قراره روش بخونه

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:50 توسط ابی| |
عروسی رفتن دخترها:

 دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...

 حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!)

خوب، روز موعود فرا می رسه!

 ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!)

 بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!!

 ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!

 بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

 ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

 عروسی رفتن پسرها:

 اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!!

 روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

 ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!

 بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

 توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

 ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

 ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشهیا اسپرت...!

 تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

 کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

 خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!

نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:29 توسط ابی| |

سه نفر آمریكایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شركت در یك كنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریكایی هر كدام یك بلیط خریدند، اما در كمال تعجب دیدند كه ایرانی ها سه نفرشان یك بلیط خریده اند.

یكی از آمریكایی ها گفت: چطور است كه شما سه نفری با یك بلیط مسافرت می كنید؟ یكی از ایرانی ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهیم.همه سوار قطار شدند. آمریكایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یك توالت و در را روی خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بلیط ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یك بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.
آمریكایی ها كه این را دیدند، به این نتیجه رسیدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه ای بوده است.بعد از كنفرانس آمریكایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان كار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز كنند.

وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریكایی یك بلیط خریدند، اما در كمال تعجب دیدند كه آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یكی از آمریكایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر كنید؟ یكی از ایرانی ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهم.

سه آمریكایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریكایی رفتند توی یك توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریكایی ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار یكی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریكایی ها و گفت: بلیط، لطفا!!!!!!

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:45 توسط ابی| |
در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به کمبود غذا در سایر کشورها بگن. کسی جوابی نداد! مردم افریقا نمیدونستن غذا چیه, مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه, مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه, و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشور ها چیه

-------------------------------------------

مردهاي متاهل بيشترازمردهاي مجردهاعمرميكنن امامردهاي متاهل بيشترازمردهاي مجرد آرزوي مرگ ميكنن

-------------------------------------------

يارو بچش تو واحد به دنيا مياد اسمشو ميزارن عبدالواحد

-------------------------------------------

يه اصفهانيه خواب ميبينه كه به يك گداه 1000تومان داده بلند ميشه ميگه بسم الله عجب كاووسي

-------------------------------------------

شركت توليدات داروگر به علت فرار كردن قورقوری به شما نيازمند است

-------------------------------------------

يارو ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره يه خطكش ميكنه تو نافش ضربدر 3.14 ميكنه


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 13:36 توسط ابی| |
1- آن چیست که یکی است و همیشه با تو است؟
2 - عجایب جنگل بی پایه دیدم، عجایب چادر بی سایه دیدم،

بدیدم صنعت پروردگارم، دوتا سوداگر بی مایه دیدم.

3- عجایب صنعتی دیدم در این دشت، درخت پرگلی بی سایه میگشت؟

4- آن چیست که از میان آب می گذرد، ولی خیس نمی شود؟
5- آن چیست که نمیتوانید ببینیدش، یا بچشیدش، یا با دستتان لمسش بکنید، ولی برای همه تان لازم است و همه جا هست؟

6 - آن جسم عجب چیست که بر چرخ پدید است

گه پرده ماه است و گهی حاجب شید است؟

7- نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد!

8- آن چیست که تا آسمان نگرید، اشکش روان نمی شود؟
9- آن چیست که نه دست دارد و نه پا، در همه جای زمین است و نمی رود به هیچ جا؟
10- آن چیست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولی همیشه راه میرود و و هیچ وقت هم خسته نمی شود؟

11- آن چیست که خودش آب، دُشمنش آب؟
12- آن کدام دوبرادرند که در زیر یک کوه زندگی میکنند،و هیچ وقت خانه یکدیگر را نمی بینند؟

13- آن کدام شب تاریک است که در میان روز دیده میشود؟

14- این سر کوه، اَرّه اَرّه آن سر کوه، اَرّه اَرّه میان کوه، گوشت بره!

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:55 توسط ابی| |
>
۷ ثانیه طول میکشد تا غذا از دهان به معده برسد
>  
 موی انسان تحمل وزن ۳ کیلو را دارد
> طول آلت تناسلی مرد ۳ برابر شستش می‌باشد
> استخوان باسن
 از سیمان محکمتر است
> قلب زنان از مردان تندتر میزند
> حدودا هزار میللیارد باکتری روی پا وجود
 دارد
> زنان دو برابر مردان پلک
 میزنند
> وزن پوست انسان دو برابر مغزش است
> بدن شما برای ایستادن از
 بیش از سیصد ماهیچه استفاده می‌کند
> اگر بزاق شما حلال نباشد
 نمیتوانید مزهٔ غذاها را تشخیص دهید 
> خانمها مدتیست این متن را تمام کرده اند
> مردانی که هنوز
 مشغول خواندن هستند در حال اندازه گرفتن "شست" خود میباشند
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 14:54 توسط ابی| |
اگر بتونید این کارو انجام بدین و تا آخر پیش برین یعنی شما قدرت تمرکز خوبی دارید؟؟؟؟؟؟؟؟/

حالا کیا تونستن این کارو انجام بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

١- در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید، صورتی.

٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قرار دارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.

عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند. این دلیل محکمی است که ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:47 توسط ابی|
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:44 توسط ابی|
moshha
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:19 توسط ابی|
3_8705190903_L600.jpg
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:37 توسط ابی| |

مدت زمانی است که شرکت ایرانسل، توانسته است با بهره‌گیری از شرایط و ویژگی‌های منحصر به فرد و همچنین ارائه سرویس‌های قابل رقابت با دو اپراتور دیگر بازار خوبی را در جامعه امروزی موبایل ایران فراهم نماید. همچنین اخیرأ قیمت سیم کارت‌های اعتباری ایرانسل به 15 هزار تومان کاهش یافته است و با قابلیتهایی که به تنهایی فراهم کرده است همانند MMS و GPRS توانسته است استفاده کنندگان زیادی را جدب کند. اما این سیم کارت‌های اعتباری نیز در دورن خود ترفندهای مخفی را دارا هستند! فعال‌سازی پیامگیر، فعال‌سازی ذخیره شماره، حذف همه سرویس‌ها، دریافت تنظیمات MMS، دریافت تنظیمات GPRS؛ این موارد هستند که به وسیله کد مخفی که با آنها داده می‌شود امکان دریافت آنها از طریق گوشی امکان پذیر میباشد.

ایرانسل


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:22 توسط ابی| |
1nnsko3tnxv0ob1s7nn4.jpg
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 10:5 توسط ابی| |

همشهری جوان، در شماره اخیرش ، لیستی حیرت انگیز از اسامی ایرانیان منتشر کرده که  صاحبان این اسامی، از سال هفتاد به این سو برای تغییر نامشان، به ثبت احوال مراجعه کرده اند. 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 0:37 توسط ابی| |