تبليغاتX
دانشگاه خزر
دانشگاه خزر

پاتوق دانشجویان دانشگاه خزر

این روزها تقویم های هدیه ای که از جانب دوستان به دستتان می رسد را خوب نگاه کنید. شاید شما هم پدیده ای در آن بیابید...
 
6875_336.jpgاین روزها تقویم های هدیه ای که از جانب دوستان به دستتان می رسد را خوب نگاه کنید. شاید شما هم پدیده ای در آن بیابید...

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از برنا، پدیده سال 1388 در تقویم های رسمی و خورشیدی کشف شد.

بر پایه این گزارش، اگر این روزها با توجه و دقت کافی به تقویم های خورشیدی منتشر شده و هدیه داده شده از جانب دوستان نگاهی بیندازیم به پدیده عجیبی برمی خوریم که شاید بتوان آن را پدیده سال 88 عنوان کرد.

چرا که درست در تاریخ 8/8/1388 میلاد بزرگ مردی را به جشن می نشینیم که هشتمین فرزند از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است.

روز 8/8/1388در تقویم های خورشیدی و رسمی ایران با ولادت حضرت امام رضا(ع) 8امین امام شیعیان مقارن شده است و در این روز ایرانیان مسلمان با برپایی مراسم ،جشن میلاد هشتمین امام خودرا جشن خواهند گرفت.

با این وصف شاید بتوان پیشاپیش نام سال جدید را از تقویم خورشیدی ایران حدس زد.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:22 توسط ابی| |
داستان درباره یك كوهنورد است كه می خواست از بلندترین كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز كرد ولی از آنجا كه افتخار این كار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از كوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاریكی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنكه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این كه هوا كاملاٌ تاریك شد.
به جز تاریكی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند . كوهنورد همانطور كه داشت بالا میرفت، در حالی كه چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی اش را به یاد میآورد. داشت فكر میكرد چقدر به مرگ نزدیك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سكوت، چاره ای نداشت جز اینكه فریاد بزند:
"خدایا كمكم كن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟

- نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر میكنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها كسی هستی كه میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور كمرت را ببر
برای یك لحظه سكوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یك كوهنورد را پیدا كردند كه طنابی به دور كمرش حلقه شده بود در حالیكه تنها یك متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی كه از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شك نكنید.
هیچگاه نگویید كه خداوند فراموشتان كرده یا رهایتان كرده است.
هیچگاه تصور نكنید كه او از شما مراقبت نمیكند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 1:1 توسط ابی| |
روایت: جوانی خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت ٬ من مردی گنه کارم و نمی توانم خود را از انجام گناهان باز دارم مرا نصیحتی فرما.

امام حسین (ع) فرمودند : پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه قدر می خواهی گناه کن :

۱.روزی خدا را مخور و هر چه قدر می خواهی گناه کن.

۲. از حکومت خدا بیرون برو و هرچه قدر می خواهی گناه کن.

۳. جایی را انتخاب کن که خدا تو را نبیند و هرچه قدر می خواهی گناه کن.

۴. وقتی عزراییل برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هرچه قدر می خواهی گناه کن.

۵. زمانی که مالک دوزخ آتش تو را بسوی آتش می برد در آتش وارد مشو و هرچه می خواهی گناه کن.

جوان اندکی فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت های طرح شده چاره ای جز توبه نداشت.

(بحار الانوار ج ۷۸ ص ۱۲۶ و جامع الاخبار ح ۱۰۰۱ و نهج الحیاه ج ۶ ح ۳۸۶)

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:44 توسط ابی| |
23091174999283_resize.jpg

یه بنده خدایی میگفت :

همه چیز رو ردیف کرده بودم برای یک سکس بی سابقه

بابا و مامانم رو فرستادم خونه ی خاله و عمّه

خونه برای سکس با دوست دخترم آماده ی آماده بود

حساب همه چی رو هم کرده بودم

رفتم دنبال دوست دخترم

دیدم زودتر از من ، جایی که باهم قرار گذاشته بودیم ؛ منتظرمه

خدائیش دختر پایه ایه

خیلی دوسش دارم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 9:54 توسط ابی| |
 

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 20:29 توسط ابی| |

سلام به محرم و ......

      سلام به پرچمهای سیاه و ........

         سلام به زنجیر و علم و بیرق و .........

            سلام به اشک و دست و سینه و ........

              سلام بر حسین و ......

                  سلام بر کربلای حسین و .....

                     سلام بر اولاد و اصحاب حسین و .........

                         سلام بر برادر ، خواهر ، و دختر حسین و .......

                           سلام محرم حسین ......

السلام علیكَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِكَ علیكَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتكم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین(ع)

54e39bce.jpg

نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 0:44 توسط ابی| |